تاسوعا وعاشورا
دیروز وپریروز تاسوعا و عاشورا بود وهمه در غم عزای امام حسین ویارانش کلی هیئت ومراسم راه اندازی کرده بودن عمو علی همه برای ما نذری میداد نمیدونی چه طعمی داره غذای امام حسین شب تاسوعا رفتیم هیئت کلی با صفا عزاداری میکردن زن عموت اومد پیشمون اونم یک نی نی تو راه داره بعد باباجون و اقا جون پسر عمو ابوالفضل اومد کلی شیطنت کرد نزدیک بود موتور بیافته رو سرش خدا کمکش کردبعد رفتیم خونه مامان جونی یک کم هم اونجا موندیم و رفتیم خونه صبح روز بعد بابا مارو برد پیش هیئت رفت برامون از مغازه صندلی اورد نشستیم بعد زن عمو وعمه وپسر عمو ابوالفضل اومدن رفتیم خونه مامان جونی و تا شب موندیم شب هم چون هوا سرد بود نرفتیم بیرون برات کنار شومینه یک شمع کوچولو روشن کردم وبعدم خوابیدیم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



تاسوعا وعاشورا
